این متن رو قبلا هم گذاشته بودم ولی بازم نوشتم چون دوستش داشتم راستش چندتا از متن های قدیمی رو هم میخوام بازم بذارم. مرسی
موج همیشه برای من یاد آور زندگی بوده، حداقل زندگی خودم . همیشه موج از گذشته میاد و در زمان حال سیر میکنه تا به آینده برسه. دریا هم همیشه بستر این امواج بوده و هست و همانطور که موج از دریا جدا نیست ،گذشته و حال و آینده ما هم از این دنیا و بستر زندگیمان جدا نیست .
حال چیزی است که الان جاریست و آینده هم در پرده ای از ابهام. اما همواره گذشته است که مشخص و روشن است و این گذشته همیشه با انسان است گوئی در رگهای او نفوذ کرده و در ذره ذره سلول های او جای گرفته است.
گذشته ای که شاید با عشق ها و محبت ها شروع شدند و خیلی زود تلخی آن تبدیل به شیرینی شوکران شد. گذشته ای که خیلی زود به پایان رسید! مثل ستاره ای که یک شب اومد و رفت..........
رفت تا برای همیشه مسافر باشه.......................
باشد که بر بام ماهم دوباره طلوع کند.
تو کی بودی ای مسافر که منو در من شکستی
رفتی اما در دل من تو همیشه زنده هستی
تو کی بودی که به یادت باید آواره بمونم
پا به پای باد شبگرد برم و از تو بخونم
شعر از: احمد دانش
نظرات ()
|
دور می شوی,می روی
و سیاهی تو هر لحظه کمرنگ تر می شود.
فضای آغوشم از جا گذاشته عطر تو بی حس تر می شود.
و نگاه و دستانم فقیر تر از داشتن تو
آری (( دلتنگی و فقر دو یار جدایی ناپذیراند))
پ.ن: قسمت داخل پرانتز از کتاب آس و پاس ها نوشته جرج ارول
حادثه
تا کی بار این حادثه را به دوش کشیدن
نمی دانم.
تذکر کتبی
تذکر کتبی نمایندگان مجلس به رئیس جمهور منتصب (احمدی نژاد) می تواند یکی از نشانه های بی لیاقتی وی باشد.
چرا که شخصی در این پست همواره باید مراقب رفتار و گفتار خود باشد.
هر چند که احمدی نژاد هیچ گاه رعایت مسائل اینچنینی را نکرده و نمی کند و این میخ آهنین در سنگ نمی رود.
حسن اسدی زید آبادی، فعال سیاسی حدود یک ماه است که به صورت غیر قانونی بازداشت و در زندان اوین به سر می برد.
وی پس از انتخابات دستگیر و محاکمه گردید که به ۵ سال حبس محکوم گردید اما چند روز قبل از ابلاغ حکم مجددا بازداشت گردید.
لازم به ذکر است پس از پیگیری های به عمل آمده مشخص گردید بازداشت وی به دلیل همان اتهامات قبلی بوده که با توجه به ایتکه به آنها قبلا رسیدگی شده، بازداشت اخیر وی به همان اتهامات غیر قانونی می باشد.
به امید آزادی وی و تمامی آزادی خواهان و به امید آزادی ایران
خیال
اکنون خیالم راحت است که تو را ندارم.
از دیدنت سیرم و از ندیدنت خوشحال.
آغاز رهایی حس پرواز است.
احساسم کن.
قصه هر شب ما، قصه مسلخ است و یک بغل گلایل.
بر شوره زار گونه هایت وقتی بوسه می زدم
نمک گیر چشمهایت می شدم
و این قصه تقدس نمک است
که دریا نیز آنرا باور کرد.
برای خدا
برای این دل تنها همین بس که تو را دارد
میان باغ دلتنگی گل حسرت نمی کارد
← صفحه بعد


نظرات ()